شمال خرداد ۹۸
دومین مسافرت امسال رو در واقع به خاطر رفع کردن ناراحتی و غم از دست دادن دایی ناجی من رفتیم یعنی ور کاقع من خواستم کمی مامی حالش بهتر باشه خیلی نگرانش بودم متاسفانه دایی عزیزم رو از دست دادیم چه فایده که کسی که می ره برای آدم خاطره های خوبش رو و غم نبکدنش رو به یادگار می زاره. بگذریم که دایی ناجی چقدر دوست داشتنی بود و جدای دانشمند بودن و فرهیختگی که داشت قلب مهربون و روح بزرگی داشت . اون بود که از کودکی من رو با موسیقی کلاسیک آشنا کرد باهام کلی مهربونی و بازی می کرد و من عاشقش بودم. این شما برای بهتر شدن حالمون و البته برای خستگی در کردن شما بسیار مفید بود و کلی کنار دریا بازی کردی و توی ویلا گشتی و بهت خوش گذشت کلی هم از تونل خرید کردی و...




